تو برو خود را باش

یکم امروز دلم گرفت ، از این مردم ، از خودم ، از خاطراتم
از مرور زندگی تلخ یا حتی شیرینی که پشت سر گذاشتم...
عادت ندارم از خاطرات تلخم جایی حرف بزنم چون صرفا دیگه یه خاطره هستن و الان یا فراموش شدن یا اینکه یه گوشه از مغزم دارن خاک میخورن...
دلم میخواد یکم از حال بگم ، اول میخوام از جنس خودم شکایت کنم
میخوام بدونم چرا ما پسرا انقدر حالتمون بده؟
چرا طوری رفتار میکنیم حتی ناموس خودمونم توی خونه هامون امنیت ندارن؟
میخوام ببینم چرا چشممون ناپاک شده؟
چرا میریم تو خیابون ، یا سیگار دستمونه ، یا دست ناموس مردم تو دستمون ، یا اینکه یه تیزی داریم و باهاش وسط دعواییم؟
برادر با تو نیستم ، دارم اینارو از خودم میپرسم ، اخه از قدیم گفتن رطب خورده منع رطب کی کند
خلاصه چرا کاری کردیم که شدیم بده ی روزگار؟
چرا هرجا میریم کسی نباید از ترسمون حرف بزنه؟
یا اصلا خانوما
چرا طوری لباس میپوشن که در برابر یک سری ادمی که (آدم که چه عرض کنم ، حرومزاده بگم بهتره) چشم چرونن نمایان بشن؟
چرا بعضی دخترا طوری رفتار میکنن که اخرش مجبور بشن خودشون رو بفروشن؟
خواهر من ، دو دقیقه تو خونه بشینی بخدا بد نیست
افسرده نمیشی
موهات بیرون نباشه درسته بازم بعضیا کرم میریزن ولی تو برو خود را باش

آقا بخدا دلم گرفته
یکم خودتون باشید
توی پست قبلی گفتم خودت باش واقعی

به قول بهرام نورایی که میگه : زندگی مجموعه منظم از بی نظمی هاست
یه مجموعه ی معقول از بی عقلی ها

زندگی زندان ما نیست...
ازاد باش ولی یکم خود را هم باش
چه وضعی شده؟
نمیخوام بگم اینارو ولی طرف از اروپا اومده بود ایران میگفت من انقدری که توی ایران تحریک شدم ، توی اروپا نشدم

زشته بخدا ، برادر گلم ، خواهر مهربون من ، حالا خودت و جامعه به جهنم ، به فکر اون مادرت نیستی که با چه خون دلی بزرگت کرده؟
یا پدرت که وقتی تو توی پاساژ با پولش داشتی لباس تنگ میخریدی اون داشته توی گرما عرق میریخته تا تورو شاد نگه داره؟
یکم ناشکری رو بزارید کنار
بخدا من حرفام روی یه نفرم تاثیر بزاره برام بسه ، حتی خودم
دوست من نمیگم نرو بیرون
خواهر خوبم نمیگم چادر سرت کن
ولی داداش گلم تو چشم و گوشتو درویش کن
خواهر من شما هم یکم کمتر ارایش کن
والا تهران بارون میاد بوی لوازم ارایش بلند میشه
خودت نابود میشی ، این وسط همه لذت میبرن ، چه پسر چه دختر
تو برو خود را باش
خخخخخخ:)
اون آخرش خیلییییییی خوب بود:)))
هنگ کردم ، دقت که کردم دیدم انگار ادمه حالا دختر یا پسر بونش معلوم نبود :|||
خخخخ:)))

خخخخ خیلی هم عالی :)))
من هیچ زیبایی توی آرایش نمیبینم واقعا:/چیه اصن؟!!!
خیلییییییییی حرفای قشنگی بودن:))) ولی کاش حداقل یه نفرو به خودش بیاره.
مرسییییییی بابت حرفاتون:)
واقعا کاش حتی یه نفرم شده یکم فقط فکر کنه در مورد کارایی که این روزا میکنیم و بلاهایی که سر خودمون میاریم ، من خودمم از این قاعده مستثنا نیستم :|
والا یبار یه روز از خونه رفتم بیرون اولین چیزی که دیدم یه میمون بود
هنگ کردم ، دقت که کردم دیدم انگار ادمه حالا دختر یا پسر بونش معلوم نبود :|||||
سعی میکنم :)
:)))
کو گوشِ شنوا...
یکی هم باشه عالیه :)
عالی بود حرفاتون :)
متشکر ، فقط کاش یکم بهشون عمل میشد :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یه روز از همین روزا منم میشم آزاد
آزاد از غل و غش
آزاد از این دغدغه ها
آزاد از هرچی که یه روز پاشید نمک رو زخمم
طراحی و کدنویسی توسط : سپهر صادقی قدرت گرفته از قلب سیستم های بلاگ بیان