تکه‌ی سوم پازل . . .

من و او ما بودیم

دو تکه از پازلی سرخ و سفید که عشق از سر و رویش میبارید...

میگفتیم

میخندیدیم

گرم بودیم و گرم‌تر میشدیم...

اما من نمیدانستم تکه‌ی سومی هم در کار است...

تکه‌ای که از هردوی ما بزرگتر بود...

تکه ای که همه رنگی داشت و هیچ رنگی نبود...

تکه ای که نه آدم بود و نه آدم نبود...

تکه ای که تکه بود ولی در همان تکه خلاصه نمیشد...

مثل روزهایی که میگفتند : یکی بود ، یکی نبود

زیر گنبد کبود غیر از تکه‌ی سوم پازل هیچکس نبود :)

تکه‌ی سوم پازل من دوستت دارم :)

بازهم فوق العادههههههه
متشکرم ، نظرلطفتونه... :)
واهاهای ^_^
:))))

واییییییییییی من عاشق پازلم:)))

خیلییییییییییم عالییییییییییی مث همیشه:)
پازل واقعا جذابه مخصوصا اگر ۳ تکه باشه...
لطف دارید :)
درود بر شما قلمتان سبز و نویسا ...
تشکر از لطف شما بانو :)
عالی مثل همیشه
ممنون مثل همیشه :)
چه متن زیبایی ...
احسنت
خیلی ممنون :)
وااااااا یخیلی قشنگ بود تکه پازل معرکه بود
واقعا میگم!
خیلی لطف دارین شما تشکر :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یه روز از همین روزا منم میشم آزاد
آزاد از غل و غش
آزاد از این دغدغه ها
آزاد از هرچی که یه روز پاشید نمک رو زخمم
طراحی و کدنویسی توسط : سپهر صادقی قدرت گرفته از قلب سیستم های بلاگ بیان