گر تو هم از من گریزی وای بر احوال من

قسم به یک جرعه از تنهایی هایم
قسم به لحظه ی سردی دست هایم
قسم به طپش عشق در رگ هایم
میترسم...
همدمی دارم ، نامش تنهایی
هم نفس دارم ، کارش بیکاری
هم صدا دارم ، کامش بیماری
و اما باز من میترسم...
میترسم از روزی که نباشی
میترسم...
میترسم ، بگیرند تو را از من
به تو وابسته ‌م ، به تو وابسته م
تنهایی من تنها نرو
بی تو من تنهاترین تنهای عالم میشوم تنهایِ من
گر تو هم از من گریزی وای بر احوال من :)
تنهای من :)
خیلى زیبا نوشتین و دلنشین:)
لطف دارین خانوم :)
پس چه قلم خوبی دارید :)
خوشابحالتان
نظر لطف شماست :)
من فقط مینویسم!
همدمی دارم ، نامش تنهایی

واای عالی بود خودتون نوشتید؟
متشکرم ، بله نوشته‌ی خودم هست :)
بسیار زیبا 
ممنونم :)
خیلییییییی زیبا مینویسید:)
چشماتون قشنگ میبینن :)
بسیار زیبا بود
احسنت
تشکر از نظر زیباتون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
یه روز از همین روزا منم میشم آزاد
آزاد از غل و غش
آزاد از این دغدغه ها
آزاد از هرچی که یه روز پاشید نمک رو زخمم
طراحی و کدنویسی توسط : سپهر صادقی قدرت گرفته از قلب سیستم های بلاگ بیان